خرید بک لینک
انچه در قسمت های بعد دختر پررو خواهید خواند:

_ من..من..نمیخواستم اینجوری شه...ولی..ولی..این حق توئه که مامان واقعیتو پیدا کنی...می..می..میانه یو( متاسفم)...اما...اما...اگه..اگه...یه روزی پیداش کردی...با...بازم...روی من...به عنوان...مامانت فکر کن...باشه پسرم؟...

_ برای من مهم نیست که خانواده ی تو کین.من قرار نیست عاشق خانوادت باشم. تنها چیزی که برای من مهمه تویی. پسری که همه قلبمو تصاحب کرده. کسی که واقعا دوسش دارم.کُ کجوماسه یو( نگران نباش) من حتی اگرم بخوام نمیتونم ازت دست بکشم....

ـــ بسه بسه بسه. دیگه نمیخوام بریزم تو خودم. تا کی همه چیزو بریزم تو خودمو دم نزنم هان؟ مگه من ادم نیستم؟ مگه من قلب ندارم؟ فقط چون همه چیزو میریزم تو خودمو دم نمیزنم یعنی هم بی احساسم هم بی مشکل؟ اره من یه مشکل بزرگ دارم اونم تویی...بزرگترین مشکل دوست داشتنی من...نمیدونم از کی بود( داد میزنه) اره نمیدونم از کی بود ولی عاشقت شدم...برام خاص بودی...خنگ بازیات محکم بودنت چشمات صدات همه چیزت...اره خودمم نفهمیدم کجا دلم سر خورد...هه مسخرس نه؟ ولی من دوست دارم...

ــــ اینجوری میخواستی بهم ابراز علاقه کنی؟ اره؟ با داد؟ نمیتونستی یه ابراز علاقه ی عاشقانه داشته باشیم؟ حالا که اینجوری دوست داره باشه پس منم مثل خودت اعتراف میکنم. همیشه واسم توی سی ان بلو یه عضو خاص وجود داشت.خاص بود دوسش داشتم ولی به عنوان یه طرفدار...بعدا که دیدمش عاشقش شدم...نه به عنوان یه خاننده..نه به عنوان یه برادر...به عنوان یه مرد...اره منم دوست دارم...نمیفهمم که گفتن این جمله ی دو بخشی چه سختی داره که نمیگفتیش...


برچسبـهـ ـا : دختر پررو

برچسب: تیز,دختر,پررو, نویسنده: یگانه محمدپور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:05

صفحه بندی